«صد سال تنهایی» از رمان های ستوده شده ای است که دوستش داشتم. کمتر کسی را می شناسم که دست کم اسم این کتاب به گوشش نخورده باشد.
داستان این کتاب حکایت نسل های متوالی است از یک خانواده ی واحد. وقتی این کتاب را خواندم احساس کردم که باید اجدادم را بشناسم.
فضای سیاسی – اجتماعی داستان، داخل کردن مذهب، فقر و ثروت، و نیز درگیر کردن خواننده با حکومت آن کشور، فقط از نویسنده ی کار بلدی چون «گابریل گارسیا مارکز» ساخته است.
این رمان طولانی در عین حال بسیار آموزنده نیز می باشد.
ترجمه های مختلفی از این کتاب وجود دارد که من شخصا ترجمه ی «کیومرث پارسای» را پسندیدم.