صد سال تنهایی

«صد سال تنهایی» از رمان های ستوده شده ای است که دوستش داشتم. کمتر کسی را می شناسم که دست کم اسم این کتاب به گوشش نخورده باشد.

داستان این کتاب حکایت نسل های متوالی است از یک خانواده ی واحد. وقتی این کتاب را خواندم احساس کردم که باید اجدادم را بشناسم.

فضای سیاسی – اجتماعی داستان، داخل کردن مذهب، فقر و ثروت، و نیز درگیر کردن خواننده با حکومت آن کشور، فقط از نویسنده ی کار بلدی چون «گابریل گارسیا مارکز» ساخته است.

این رمان طولانی در عین حال بسیار آموزنده نیز می باشد.

ترجمه های مختلفی از این کتاب وجود دارد که من شخصا ترجمه ی «کیومرث پارسای» را پسندیدم.

7 دیدگاه به “صد سال تنهایی”

  1. منم همین ترجمه رو خوندم . چقدرمارکز تنهایی رو خوب به تصویر کشیده بود. من که خیلی دوستش داشتم . به نظر من سبک کتاب رئالیسم جادویی بود که جذابیتش رو بیشتر میکرد. ممنون از معرفی اش.

  2. می تونم بپرسم از کدوم شخصیت کتاب بیشتر خوشت اومد از کدوم بیشتر بدت اومد ؟ سرگذشت کدومشون رو بیشتر دوست داشتی؟

    • نه! چون یادم نمونده کی به کی بود …
      چون اولا اکثرا اسماشون یکی بود … ثانیا راسش همشون ایرادایی داشتن.

  3. ehsase hamzad pendari vahshatnaki ba ketab dashtam
    100 safe avalesh gheyre gabele tahammole ama age rad beshe nemishe ketabo kenar gozasht
    akharesh hess kardam kolle ketabo dar 2 jomle kholase karde
    aali bud

  4. وافعا خوندنی بود
    لذت بردم
    عاشق رئالیسم بینظیرشم و چرخه که آخرش تباهی بود

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.