30 ژانویه 2012
به آیدا ج.
دل باخته ی گلهای جاودان،
پشت خم نمی کند.
کلیمانجارو!

[1] Everlasting flowers: این گل در اطراف کلیمانجارو رشد می کند و در متن به «گل های جاودان» برگردانده شده.
[2] Kilimanjaro: یا کلیمانجارو بلندترین قله ی قاره ی افریقا می باشد.
نوشته شده در شب بریده ها |
بیان دیدگاه »
30 دسامبر 2011
به رضا ق.
شمعی به من داد، که زنده باشد در خاطرم، دوست شمعی است که نورانی می کند، دم را.
گپی زدیم، دقیق شدیم و اندیشیدیم،
و خندیدیم به لحظه های پیشین و نیاندیشیدیم به ساعات پسین.
نوشته شده در لحظه ها |
بیان دیدگاه »
26 دسامبر 2011
به آیدا ج.
به ماه رسیده بودم، شاید!
فاصله اگر نبود.
نوشته شده در شب بریده ها |
بیان دیدگاه »
22 دسامبر 2011
بر حضور،
سایه می اندازد
خیال تو!
این شب یلدا.
نوشته شده در شب بریده ها |
بیان دیدگاه »
24 نوامبر 2011
تو، بوی ماهی های آزادِ پای کوبان در میان امواج نیلگونِ دریا.
من، تورِ کهنه و پاره پاره ی صیادِ پیرِ کشتی به گل نشسته ی جزیره.
نوشته شده در شب بریده ها |
بیان دیدگاه »
9 نوامبر 2011
به ماهی گیران خلیج فارس
رنگ عوض می کند
دریا!
جذر و مد حضور تو.
نوشته شده در شب بریده ها |
بیان دیدگاه »
9 اکتبر 2011
به یاد گالری «آزاده یاسمن»
سرانگشت بافته:
گل بهیِ چرک، سبز کدر. طوسی و سفید.
موسیقی رنگ رنگِ حضور تو!
نوشته شده در شب بریده ها |
بیان دیدگاه »